بهترین اعمال ؛ انتظار فرج امام زمان (ع)
در
روایات اسلامی مقام و منزلت والایی برای منتظران موعود آمده است که گاه
انسان را به تعجب وا می دارد . چگونه ممکن است عملی در ظاهر ساده از چنین
فضیلتی برخوردار باشد . توجه به فلسفه انتظار و وظایفی که برای منتظران
واقعی آن حضرت بر شمرده شده ، پاسخ این سوال را روشن
می سازد :
1- از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است که فرمودند : برترین عبادتها انتظار فرج است .
2- همچنین رسول اکرم فرمودند : برترین جهاد امت من انتظار فرج است .
3- شیخ صدوق از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) نقل می کند که آن حضرت فرمودند :
منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند نا امید نشوید ؛ بدرستی که خوشایند ترین اعمال نزد خداوند صاحب عزت و جلال ، انتظار فرج است .
4- درکتاب خصال از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که آن حضرت به نقل از
پدران بزرگوارشان فرمود : منتظر امر ما ، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد .
5- در کمال الدین به نقل از امام صادق ( علیه السلام ) روایت دیگری در فضیلت انتظار به این شرح وارد شده است : خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او ؛ آنان اولیاء خدا هستند ، همانها که نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین می شوند .
با روایات یاد شده ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا انتظار ، از این فضیلت برجسته برخوردار است ؟ برای رسیدن به یک پاسخ مناسب ، چند نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد :
1- انتظار حلقه ارتباط شیعه با امام معصوم : همان طور که می دانید " ولایت " و " امامت" مکمل یک دیگر و رکن اساسی مکتب تشیع است . اعتقاد به وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از سایر مکتبهاست . از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین و به طور کلی تسلیم در برابر امام و حجت عصر ، سرآمد همه فضیلتها و شرط قبولی همه اعمال عبادی است . البته انتظار به معنای درست آن ، یعنی امید به ظهور و قیام عدالت گستر دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) ،که در حال حاضر حجت خدا ، واسطه فیض الهی ، زنده وشاهد و ناظر اعمال شیعیان خود و فریاد رس آنها در گرفتاریها و نا ملایمات است .
2- معیار ارزش انسانها :
آرزوها و آمال انسانها معیار خوبی برای سنجش رشد کمال و تعالی آنهاست ، تا
آنجا که برخی می گویند : بگو چه آرزوئی داری تا بگویم کیستی ؟ آرزوهای
متعالی و ارزشمند نشان از کمال روح و رشد شخصیت انسانها و بلندای همت آنان
دارد . به عکس ، آرزوهای حقیر و
بی اهمیت حکایت از بی همتی و عدم رشد افراد می کند . امام علی (ع) در همین زمینه می فرمایند : ارزش مرد به اندازه همت اوست . پس از این مقدمه می توان گفت چون انسان منتظر ، برترین و
ارزشمند
ترین آرزوها را داراست ، به طور طبیعی از بهترین و والاترین ارزشها نیز
برخوردار است . آرزوی نهائی انسان منتظر ، حاکمیت دین خدا و مکتب اهل بیت
در سراسر دنیا ، استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در تمام جهان ، کوتاه شدن
دست ظالمان و مستکبران ، برقراری نظام قسط و عدل بر پهنه زمین و گسترش
امنیت و رفاه در این کره خاکی است .
3- عامل پویایی فرد و جامعه : انتظار نقش مهمی در سازندگی و پویایی فرد و جامعه در زمان غیبت دارد و اگر انسان منتظر به وظایفی که برای او در نظرگرفته شده عمل کند ، به الگوی مطلوب انسان مومن دست یافته و به جایگاه و مرتبه والائی خواهد رسید . به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار ، به همان شأن و منزلتی که مورد نظر دین اسلام است و به بالاترین نقطه کمال نائل خواهد شد. ( برگرفته از ماهنامه موعود ، شماره 28)
چرا «احب الاعمال الی الله انتظار الفرج» ؟
دلیل برتری انتظار فرج نسبت به دیگر اعمال، عدالت خواهى و حقیقتجویى است كه در فطرت
انسان
ها نهاده شده است، زیرا آن حضرت با ظهور خویش، حق را احیا و عدالت را در
جامعه حاكم خواهد ساخت. دعا براى تعجیل در ظهور ایشان، رسیدن به آرزوهایی
است كه بشر تشنه رسیدن به آن بوده است.
انتظار اعتقادى است در گرو عمل، عمل كردن به آنچه كه فرهنگ انتظار ایجاب مىكند.
رسول
اكرم(ص) مىفرماید: افضل اعمال امتى، انتظار الفرج؛ برترین عملها، انتظار
فرج است. (مجمع البحرین فخر الدین طریحى، مقدمه و تصحیح آیتالله شهاب
الدین مرعشى نجفى(ره) ص 57)
بنابراین انتظار را می توان از دشوارترین
تكالیف شرعى محسوب کرد. كشف ویژگى " انتظار" هضم چرایى عظمت پاداش منتظران
را آسانتر مىكند. امام على(ع) مىفرماید: المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه
فى سبیل الله ، منتظر امر ما بسان كسى است كه در راه خدا به خون خود غلتیده
باشد.
(بحارالانوار، ج 52 ، ص 123)
جوهر اصلى انتظار، آمادگی است و وظیفه منتظران، در سر داشتن و آماده بودن برای قیام و ظهور مهدى(عج) است . این آمادگى به چه صورت باید باشد ؟
1ـ آراسته شدن به عدالت و تقوا :
فرد منتظر باید به زیور عدالت، تقوا و پارسایى مجهز باشد ، پیرو واقعى و
صدیق حضرت ولى عصر(عج) كسى است كه رفتار و مكتب را الگوى عملى خود قرار
دهد.
رسول خدا(ص) در توصیف اوج مجاهدت و دین داری منتظران مهدى
مىفرماید: لاحدهم اشدّ بقیة على دینه من خرط القتاد فى اللیلة الظلماء، او
كالقابص على جمر الغضا، اولئك مصابیح الدجى؛ ... هریك از ایشان بیش از كسى
كه بر زجر پوست كندن درخت خاردار با دست خالى در شب تاریك یا نگاهدارى آتش
سوزان چوب درخت در كف دست صبر مىكند در دیندارى خود استقامت و پایدارى
مىورزد، به راستى كه آنان چراغ هدایت در شبهاى ظلمانىاند.(بحارالانوار، ج
52 ،ص 124)
اگر فردى بتواند با اجتناب از معاصى ، ملكه عدالت را در خود
بپروراند و با حفظ تعادل در میان قواى نفسانى خود، اركان حیات اخلاقى را
در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مىتواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل
است، خود رابا شرایط جدید هماهنگ سازد.
2ـ آراسته شدن به بردبارى: فرد منتظر باید صبور و با استقامت باشد : زیرا با توجه به گزارش تاریخى از عصر ظهور (اكمال الدین، ج 1، ب 23، حدیث 1، الارشاد مفید، ص 318 و الاحتجاج الطبرسى، ج 2، ص 318). در دوران ظهور فشار زاید الوصفى بر منتظران مخلص و صدیق مهدى موعود وارد مىشود، كه مقاومت و پایدارى در چنین شرایطى به توان بالاى روحى نیازمند است. منتظران باید باتلاش بیشتر به درجات بالاى صبر نایل آیند.
3ـ تلاش در جهت اصلاح جامعه :
فرد منتظر باید به سهم خود در راه اصلاح جامعه و استقرار عدالت و رفع ظلم و
ستم بكوشد، آن كه منتظر مصلح جهانى است، خود نیز باید صالح باشد، امر به
معروف و نهى از منكر کند. منتظر مهدى(عج) در برابر فساد و ستم حكومتهاى
جور بى تفاوت نیست و مؤید آنان نیز نمىباشد . پیامبر اكرم(ص) در خصوص
وظایف منتظران مهدى مىفرماید:
طوبى لمن ادرك قائم اهل بیتى و هو مقتد
به قبل قیامه، یتولى ولیه و یتبرأ من عدوه و یتولى الائمة الهادیة من قبله،
اولئك رفقائى و ذوو ودّى و مودّتى و اكرم امتى علىّ ؛ خوشا به حال كسى كه
به حضور قائم برسد و حال آنكه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد، آنكه با
دوست او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پیشوایان
هدایتگر پیش از او نیز دوست است، اینان همنشین و دوستان من وگرامىترین امت
در نزد من هستند. (بحارالانوار، ج 52، ص 130)
انتظار فرج در واقع،
انتظار حكومت جهانى اسلام است، انتظار تشكیل حكومت توحیدى در سطح جامعه
است، انتظار تحقق عدالت است، انتظار وراثت زمین و دولت مؤمنان و موحدان
است. بنابراین
" انتظار" نه به معناى " نشستن و دعا كردن " است، "
انتظار" یعنى " برخاستن و دعا كردن "، یعنى بكوشیم هر چه بهتر دین اسلام را
به عنوان یك دین توحیدى فراگیر بشناسیم، بفهمیم و خود و جامعه را بر اساس
آن پیش ببریم ، این همان زمینهسازى براى ظهور حضرت مهدى (عج) است.
آثار
و نتایج قابل مشاهده در انسان منتظر آمادگی او برای ظهور است و این آمادگی
میسر نمی شود مگر از طریق نزدیكی، سنخیت و همانند سازی شخصیت و ترتیب دادن
زندگی خود آن طور كه مورد رضای آن حضرت(عج) باشد. به طور كلى هر انسان
داراى سه مرتبه وجودى است : افكار، صفات و اعمال و هیچ انسانى از این قاعده
مستثنى نیست ، حتى ائمه معصومین (ع) .
ارتباط و نزدیكى به هر انسان نیز تنها از همین طریق ممكن است یعنى اگر كسى بخواهد به انسان دیگرى نزدیك شود، چارهاى ندارد جز این كه بكوشد ابتدا افكار، باورهای آن شخص را بشناسد نماید و خود را از جهت فكرى با آن شخص هماهنگ نماید و سپس بكوشد كه از جهت صفات و كمالات اخلاقى میان خود و آن شخص محبوب همانندسازى نماید. ما به عنوان شیعه و پیرو اهل بیت عصمت و طهارت (ع) وظیفه داریم ابتدا كیفیت اعتقاد، باورها، صفات، كمالات، نوع منش معصومین را بشناسیم و در مرتبه بعد بكوشیم زندگى، باورها و اعمال خود را به ایشان نزدیك نماییم تا از این طریق شیعه و پیرو واقعى آنها باشیم .
مقصود از انتظار فرج، امید ودلبستگى به مهدى (عج) است. بنابراین انتظار فرج ، مقصود دین وبه تعبیر شهید مطهرى، انتظارى سازنده و نگهدارنده، تعهدآور و تحركبخش است، به گونهاى كه خود نوعى عبادت و حقپرستى است.
شایسته است منتظر واقعى مهدى(عج) چندین خصوصیت را دارا باشد:
1- عمل به تكالیف دینى و احکام الهی
2- محزون بودن به علت محروم بودن از زیارت آن وجود مبارك
3- خواندن دعای عهد براى تقویت ارتباط با امام (ع)
4- جلوه گر شدن انتظار فرج آن حضرت در ظاهر و باطن
انتظار فرج در حقیقت ، خود فرج است زیرا كسى كه منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسیس حكومت عدل گستر اوست ، زندگى خود را بر اساس عدل و داد استوار مىسازد و او انسانى است كه حضور و غیبت امام در نحوه رفتار و سیر و سلوكش تفاوتى ندارد وپیش از تشكیل حكومت عدل او سعی می کند چنین حكومتى را در زندگى خود پایدار کند. انتظار فرج تعهدآفرین و مسؤولیتساز است و با بىتفاوتى و بىاعتنایى به سرنوشت بشر و حقیقت و فضلیت منافات دارد.
به طور خلاصه انتظار فرج یعنى:
الف) ایمان به امامت و رهبرى الهى و معرفت امام معصوم و عادل
ب) عشق به عدالت وارزشهاى انسانى
ج) امیدواری به آیندهاى روشن
د) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل گستر
ه) تقویت روحیه تعهد و مسؤولیتپذیری
و) رعایت موازین و قوانین دینى و اخلاقى.
كانون فرهنگی و هنری عترت تربت حیدریه

حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضاعصمتی
امام جماعت محترم نماز مغرب و اعشاء مسجد مهدیه تربت حیدریه
ریس حوزه علمیه هراتی تربت حیدریه
استاد حوزه ودانشگاه
امام جمعه سابق شهرهای سرخس و دولت آباد و امام جمعه موقت تربت حیدریه

طبقه بندی: درباره کانون عترت،
دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) دوباره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند. اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت تر می سازد. خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته اند.
نامش را علی نهاد. مانند دو پسر دیگرش و عشقی بیکرانه از محبت پدر و مولای خویش علی (ع) را به تصویر کشید. نامش را علی نهاد و فرمود که اگر خدا هزار پسر به او دهد، همه را علی نام خواهد نهاد. آری، او هم علی بود که شکوه و نامت، بلندتر از آسمان بود و زیباتر از صبح و روشن تر از باران.
عبدالله رضیع (شیرخواه) یا علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، امام حسین (ع)، مادرش نیز، رباب، دختر امرء القیس بن عَدِیّ.
آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می دهد و چشمان او بر تو می گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است ای علی اصغر (ع).
طبقه بندی: اخبار و وقایع،
راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه
در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد. مادر وی فاطمه، دختر اسد فرزند هاشم است که جزء نخستین زنانی شمرده می شود که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایمان آورد و پیش از بعثت از آیین ابراهیم پیروی می کرد. همین فاطمه زنی است که سخت مورد احترام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است. پدر این طفل، عمران معروف به ابوطالب، حامی بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. مدرک حادثهبه دنیا آمدن امیرمؤمنان، علی علیه السلام در درون خانه خدا فضیلتی است که محدّثان شیعه و دانشمندان علم انساب آن را در کتابهای خود نقل کرده اند و در میان دانشمندان اهل تسنن گروه زیادی به این حقیقت، تصریح و آن را یک فضیلت بی نظیر خوانده اند که به نمونه هایی اشاره می شود: 1. محمد مالکی می گوید: «وُلِدَ بِمکَّةَ الْمُشَرّفَةَ داخِلَ بَیْتِ الْحَرامِ فی یَوْمِ الْجُمعَةِ الثَّالِثَ عَشَرَ مِنْ شَهْرِاللّه ِ رَجَبِ سَنَةِ ثَلاثینَ مِنْ عامِ الْفیلِ... وَلَمْ یُولَدْ فِی الْبَیْتِ الْحَرامِ قَبْلَهُ اَحَدٌ سِواهُ، وَهِیَ فَضیلَةٌ خَصَّهُ اللّه تَعالی بِها اِجْلالاً لَهُ وَاِعْلاءً لَمَرْتَبَتِهِ وَاِظْهارا لِکَرامَتِهِ؛(1) علی در داخل خانه خدا در مکه، روز جمعه سیزدهم ماه خدا، رجب سال سی از عام الفیل به دنیا آمد... قبل از او کسی در داخل خانه خدا به دنیا نیامده بود و این ولادت فضیلتی است که خدای بلند مرتبه علی علیه السلام را به آن اختصاص داده است، برای تجلیل او و بالا بردن مرتبه او و آشکار نمودن کرامت و بزرگواری او». 2. حاکم نیشابوری می گوید: «ولادت علی در داخل کعبه به طور تواتر به ما رسیده است.»(2) تاکنون کسی به این فضیلت دست نیافته است.»(3) (4)زمینه داریم که به یکی از آنها اشاره می شود: سعید بن جبیر از یزید بن قعنب نقل نموده که من با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از فرزندان عبدالعزّی در مقابل خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان فاطمه دختر اسد مادر امیرالمؤمنین که نه ماهه باردار بود و درد زایمان او را گرفته بود، ظاهر شد، «فَقالَتْ رَبِّ اِنّی مُؤمِنَةٌ بِکَ وَبِما جاءَ مِنْ عِنْدِکَ مِنْ رُسُلٍ وَکُتُبٍ، وَاِنّی مُصَدّقَةٌ بِکَلامِ جَدّی اِبْراهِیْمَ الخَلیلِ، وَاِنّهُ بَنی الْبَیْتَ العَتیقَ فَبِحَقِّ الّذی بَنی هذَا الْبَیْتَ وَبِحَقِّ الْمَوْلُودِ الَّذی فِی بَطْنی لمّا یَسَّرْتَ عَلَیَّ وِلادَتی؛(5) پس فاطمه گفت: پروردگارا! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند، ایمان دارم و سخن جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم؛ او که این خانه عتیق را بنا کرد. پس به حق آن کسی که این خانه را ساخت، و به حق کودکی که در رحم دارم، ولادت این کودک را بر من آسان فرما!» یزید بن قعنب می گوید: ما دیدیم که خانه خدا از پشت شکافته شد (محل مستجار) و فاطمه داخل خانه شد و ما دیگر او را ندیدیم، و دیوار دوباره به حال اوّل برگشت، به ذهن ما رسید که قفل در خانه خدا را باز کنیم، ولی باز نشد، «فَعَلِمْنا اَنَّ ذلِکَ اَمْرٌ مِنَ اَمْرِ اللّه ِ عَزّوجَلّ؛(6) پس دانستیم که این مسئله کاری است از طرف خدای عزیز و جلیل». چند روز این مادر و کودک در درون خانه خدا می مانند. راستی در این چند روز مادر چه خورده و چه نوشیده؟ و دیگر نیازهای خویش را چگونه برآورده نموده است؟... اگر کمترین دقت و تأمّلی در این مسائل انجام گیرد، بی گمان به فضیلت والای این نوزاد و مادر می توان پی برد که چگونه معجزات متعددی به احترام آن دو انجام می گیرد؛ شکافته شدن دیوار خانه خدا و به هم آمدن آن، ماندن چهار روز در درون خانه، پاک بودن نوزاد از آلودگی زایمان وگر نه در درون خانه خدا راه نمی یافت، استفاده از غذای بهشتی و...! خوب است در ادامه گزارش را از زبان فاطمه بنت اسد بشنویم: وقتی از خانه بیرون آمد، گفت: «اِنّی فُضِّلْتُ عَلی مَنْ تَقَدَّمَنی مِنَ النِّساءِ لاَِنَّ آسِیَةَ بِنْتَ مُزاحِمٍ عَبَدَتِ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ سِرّا فِی مَوْضِعٍ لایُحِبُّ اَنْ یَعْبُدَاللّه َ فِیهِ اِلاّ اضْطِرارا، وَاِنَّ مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْران هَزَّتِ النَّخْلَةَ الْیابِسَةَ بِیَدِها حَتّی اَکَلَتْ مِنْها رُطَبا جَنیّا، وَاِنّی دَخَلْتُ بَیْتَ اللّه ِ الْحَرامَ فَاَکَلْتُ مِنْ ثِمارِ اَلجَنَّةِ وَاَوْراقِها[ارزاقها]؛(7) به راستی من بر زنهای پیش از خود برتری یافتم؛ زیرا آسیة دختر مزاحم (همسر فرعون) خدا را پنهانی در جایی عبادت کرد که دوست نمی داشت در آن مکان (یعنی کاخ فرعون) خدا را عبادت کند، مگر در حال ناچاری. و به راستی مریم دختر عمران درخت خشک خرما را با دستش تکان داد تا رطب تازه ای از آن بخورد، ولی من داخل خانه خدا شدم و از میوه های بهشتی و ورقها (یا روزیها)ی آن استفاده بردم.» مراسم نامگذاریمولود نورانی که در درون خانه خدا به دنیا آمده و چهار شبانه روز از او و مادرش با غذای بهشتی پذیرایی شده، برای نام گذاریش نیز خدای خانه باید تصمیم بگیرد، نه پدر و مادر و یا پدربزرگ و مادربزرگ. و چنین هم شد، خداوند منّت خویش را بر او کامل نمود و با جملاتی از عالم غیب به گوش فاطمه مادر نوزاد رساند که او را چه نام نهد. فاطمه بنت اسد می گوید: «فَلمّا اَردْتُ اَنْ اَخْرُجَ هَتَفَ بی هاتِفٌ یا فاطِمَةُ سَمّیهِ عَلیّا فَهُوَ عَلِیٌ وَاللّه ُ الْعَلِیُّ الاَْعْلی یَقُوْلُ: اِنّی شقَقْتُ اِسْمَهُ مِنْ اِسْمی وَاَدّبْتُهُ باَدَبی وَوَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ عِلْمی وَهُوَ الَّذی... یُؤذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَیْتی وَیُقَدِّسُنی وَیُمَجِّدُنی فَطُوبی لِمَنْ اَحَبَّهُ واَطاعَهُ وَوَیْلٌ لِمَنْ اَبْغَضَهُ وَعَصاهُ؛(8) پس هنگامی که خواستم [از کعبه] خارج شوم، هاتفی [از غیب] مرا ندا داد: ای فاطمه [او را] به نام علی نام گذاری کن! پس او علی است و خدای علیّ اَعْلی است که می گوید: به راستی، اسم او را از اسم خودم جدا ساختم و او را به ادب خود پرورش دادم و او را بر پیچیدگیهای علم خود آگاه ساختم و او کسی است که... بر بام خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود. پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی کند.» آن گاه فاطمه بنت اسد روی به خانه نهاد. شخصی به سرعت خود را به ابوطالب و خانواده او رساند و بشارت ولادت علی علیه السلام را داد. همه خانواده که در پیشاپیش آنها محمد مصطفی صلی الله علیه و آله قرار داشت، به استقبال فاطمه و نوزادش آمدند، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نوزاد را در بغل گرفت و زبان خویش را در دهان او قرار داد و اذان و اقامه در گوش او خواند. آن گاه ابوطالب شتران زیادی را به عنوان ولیمه این نوزاد قربانی نمود و تمام مردم را نیز دعوت نمود؛ به این صورت که اوّل هفت بار خانه خدا را طواف نمایند، آن گاه داخل خانه ابوطالب روند و بر علی علیه السلام سلام نمایند.(9) راز ولادتآنچه مهم و ضروری است که جامعه اسلامی، اعم از شیعه و سنی به آن توجه نمایند، راز و فلسفه این ولادت در درون خانه خداوند و کعبه است. مریم با آن عظمت که به تصریح قرآن معصومه است و فرزند او از پیامبران اولوالعزم بود، وقتی درد زایمان او فرا می رسد، به او دستور داده می شود که محراب و عبادتگاه را ترک گوید و به نقطه دوردستی پناه برد؛(10) چرا که اینجا عبادتگاه است، نه زایشگاه؛ ولی فاطمه بنت اسد را به درون مقدس ترین عبادتگاه، یعنی کعبه فرا می خوانند و با معجزه دیوار شکافته می شود و در برخی منابع آمده که به فاطمه بنت اسد الهام شد که وارد خانه کعبه گردد.(11) و توجّه می توان به آن رسید. تحلیل حادثه
اگر به روایات امامت و ولایت ائمه اطهار علیهم السلام مخصوصا امیرمؤمنان علیه السلام دقّت شود، در می یابیم که اساسی ترین شرط توحید، ولایت امامان معصوم است؛ چنان که در حدیث سلسلة الذهب و دهها حدیث دیگر به آن تصریح شده است که کلمه توحید دژ نفوذناپذیر الهی است، به شرطی که ولایت و امامت امامان در کنار آن باشد.(12) این از نظر فکری و اعتقادی، و امّا از نظر رفتاری و عمل نیز اساسی ترین شرط قبولی اعمال، پذیرفتن امامت علی علیه السلام و فرزندان اوست. امام باقر علیه السلام فرمود: «هر کس به خداوند عزّتمند تقرّب جوید با عبادتی که تلاش خود را در انجام آن به کار برد، ولی امامی نصب شده از جانب خداوند برای او نباشد، تلاشش پذیرفته نمی شود و گمراه و سرگردان خواهد بود، و خداوند نیز اعمال او را دشمن می دارد.»(13) (14)باشد که خانه زاد این بیت می باشد. لطیفهخداوند زاده نشده و دارای فرزند نیز نمی باشد، ولی یک امر را نمی توان انکار کرد و آن اینکه صدای گریه نوزاد از خانه خدا به گوش رسیده است. ولادت علی علیه السلام در درون خانه خدا رمز و رازش این است که بدانیم قلب خانه خدا و توحید را ولایت و امامت علی تشکیل می دهد. در منابع روایی اِشاراتی به این مطلب شده است، از جمله: 1. در ذیل جملاتی که فاطمه بنت اسد در لحظه خروج از خانه خدا شنید، می خوانیم: «فَطُوبی لِمَنْ اَطاعَهُ وویلٌ لِمَنْ اَبغَضَه وَعَصاهُ؛(15) پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی کند.» قبلاً اشاره شد جملات فوق راز ولادت علی علیه السلام را در درون کعبه این می داند که مردم مطیع و فرمانبر او گردند و از امامت و ولایت او سرپیچی نکنند. 2. در دعوت نامه ابوطالب از مردم برای ولیمه حضرت علی علیه السلام می خوانیم: «وَقالَ هَلُمُّوا وَطَوِّفُوا بالبَیْتِ سَبْعا وَادْخُلُوا وَسَلِّموا عَلی عَلیٍّ وَلَدِی؛(16) گفت: مردم! بیایید و هفت بار دور خانه طواف کنید، [آن گاه] داخل [خانه من] شوید و بر فرزندم علی سلام کنید.» این سخن به این رمز که علی علیه السلام امام و رهبر آینده شماست، اشاره دارد. 3. امام باقر علیه السلام فرمود: «اِنَّما اُمِرَ النّاسُ اَنْ یَأْتُوا هذِهِ الاَحْجارَ فَیَتَطَوّفُوا بِها، ثَمَّ یَأْتُونَنا فَیُخْبِروُنا بِوِلایَتِهِمْ وَیَعْرِضُوا عَلَیْنا نُصْرَتَهُمْ؛(17) همانا به مردم دستور داده شده است که بیایند و این سنگها (کنایه از کعبه) را طواف کنند. سپس نزد ما (امامان) آیند و خبر ولایتشان را [نسبت به ما] اظهار نمایند، و یاری شان را نسبت به ما عرضه دارند». نتیجه آنکه راز ولادت امیرمؤمنان علیه السلام در درون خانه کعبه این است که مردم در حال نماز رو به کعبه باشند و صورت دل را به سوی امامت امامان معصوم و در رأس آنها امیرمؤمنان داشته باشند و هرگز از یاد نبرند که علی در درون خانه توحید جا دارد.
* * *
1. الفصول المهمة، ص12 ـ13؛ بحارالانوار، ج35، ص8. 2. مستدرک حاکم، ج3، ص483. 3. شرح قصیده عبدالباقی افندی، ص15. 4. مروج الذهب، ج2، ص349؛ شرح الشفاء، ج1، ص151؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، ج1، ص306 ـ 310. 5. بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج35، ص8، حدیث 11؛ ر.ک: خصائص امیرالمؤمنین، للشریف الرضی، ص39؛ الغدیر، علاّمه امینی، ج6، ص22. 6. همان. 7. بحارالانوار، ج35، ص8. 8. بحارالانوار، ج35، ص9، ذیل حدیث 11. 9. بحار، ج35، ص18؛ اعلام الهدایه، ج2، ص50. 10. مریم/22 ـ 23. 11. سنة الهدایة، ص129. 12. ر.ک: توحید صدوق. 13. اصول کافی، ج1، ص183. 14. بحارالانوار، ج27، ص194؛ ر.ک: مناقب خوارزمی، ص28. 15. بحار، ج35، ص8، ذیل حدیث 11. 16. همان، ص18؛ ذیل حدیث 14. 17. عیون اخبارالرضا، ج2، ص262، حدیث 29 و 30. | ||||||||||||||
| 18. فؤاد کرمانی. |
طبقه بندی: عترت الرسول، ولایت امر،
تبلیغات
